مراد على شمس
627
با علامه در الميزان ( فارسى )
نمىتوانيم انكارش كنيم . « 1 » * خطابات قرآن س 606 - با اينكه اهل كتاب گوششان بدهكار حلال و حرامهاى اسلام نيست ، و از طرفى كفار كه هيچ ايمانى به دستورات قرآن كريم ندارند ، و خود را ملزم به اطاعت آن دستورها نمىدانند ، پس چرا خداى سبحان آنها را در آياتى از قرآن كريم مورد خطاب و تكليف قرار داده است ؟ و مىدانيم كه خداوند سبحان تكليفى و خطابى كه هيچ اثر نبخشد نمىكند چرا كه چنين چيزى لغو مىشود ؟ ج - بلى ، خداى سبحان تكليفى كه هيچ اثر نمىبخشد نمىكند ، و خطابى كه اثر نداشته باشد نمىكند ، مگر در جايى كه فنون ادبيت از قبيل التفات « 2 » اقتضا كند كه مثلا خطاب را از مردم به رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله ، و يا از كفّار به مؤمنين متوجه كند ، و مثلا بفرمايد : « قُلْ يا أَهْلَ الْكِتابِ تَعالَوْا إِلى كَلِمَةٍ سَواءٍ بَيْنَنا وَ بَيْنَكُمْ ، بگو اى اهل كتاب بپذيريد دعوتى را كه ما و شما در پذيرش آن مسؤوليتى يكسان داريم » « 3 » ، و يا آياتى از اين قبيل . « 4 » مطلبى دربارهء التفات ؛ گاهى سخن بر روند يكى از شيوههاى سه گانهء غيبت ، تكلم و خطاب جريان يافته و ما آن را تغيير مىدهيم ، و مثلا از روند خطاب به
--> ( 1 ) . الميزان ؛ ج 13 ، ص 487 - 488 . [ با تصرف ] ( 2 ) . ر . ك : كتب بلاغى از جمله « كرانهها » شرح فارسى مختصر المعانى تفتازانى ، جلد اوّل ، ص 491 . ( 3 ) . سورهء آل عمران ، آيهء 64 . ( 4 ) . الميزان ؛ ج 5 ، ص 327 . [ با تصرف ]